نه چشمان الهی تو که به قول اینان جذبه ی عامه پسند دارد و نه گره ابروان حیدریت، هیچ وقت سوی ابلهانی نبوده است که تمام همشان دنیاشان بود. تو ابراهیم وار، تبر به دوش، موسی صفت، دریا شکن، عیسی دم، حسرت دیدار محمد (ص) را فرونشاندی .

دیدیم مردی آمده است از خود ِ ما محکم، با صلابت، نه این که سر خم کند برای هیچ برتری غیر از تقوا.

حیوانیت است به خدا، نه! قسم کفاره دارد، وقتی همه تسبیح او می گویند، بل هم اضل است، که سر بگذاری به پای آن که لقمه نانت را چرب می کند و افسار عقلت را می گیرد.

نه چشمان الهی تو، نه گره ابروان حیدری ات، حتی اگر عکس خورشید پاره کنند، تنگ تر نخواهد شد.

 من می دانم تو برای انسان، برای آزادی و برای حقیقت زندگی ایستاده بودی،  بگذار، اجازت بفرما روح خدا! فرزند زهرا

که چشمان خاکی ما خون ببارد.

کدام منطق با عزت تو نمی خواند؟ مگر ادعای دانش ندارد انسان؟ چرا باز گوساله می پرستد؟ این صدای خوش گوساله ها

به خدا! از جای پای رسولان است اقیانوس را به جوی وامگذار.

باید کتاب های تاریخ گویا شوند؟ استعمار و نقشه ای که آب می رود یادتان رفته؟ حکاکی کردند کشورتان را که بنازید به نقش یک گربه؟  شاه، شاه است! چه نفس اماره تو باشد چه مدنیت بی خدا. نشاید و نباید خود را به تو قیاس کنند که انکارت کنند. انکار ِ تو، تو را از بین نمی برد آسمان گواه ِ توست و عیسایی که در آن منزل دارد.

قیامت می شود یک روز  نه کوه می ماند و نه ابر و آن روز است که عقل می نشیند به گلایه از انسان.

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

 

* یک عده‌اى قانون‌شکنى کردند، ایجاد اغتشاش کردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى که می‌توانستند، تشویق کردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن کارى که می‌خواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را کردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز کردند، جرأت به آنها دادند؛ کارى کردند که دشمنان امام - آن کسانى که بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا کنند بیایند توى دانشگاه، به عکس امام اهانت بکنند؛ کارى کردند که دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد،آن قانون‌شکنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان - تشویقشان به اغتشاش و کشاندن مردم به عرصه‌ اغتشاشگرى - این هم نتایجش. این خطاها اتفاق مى‌افتد، عمل خلاف انجام می‌گیرد، کار غلط انجام می‌گیرد، بعد براى اینکه این کار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست می‌شود! فلسفه می‌بافند؛ استدلال برایش درست می‌کنند! کار خطا را می‌کنیم، بعد براى اینکه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از کار خودمان دفاع کنیم، یک فلسفه‌اى برایش درست می‌کنیم؛ یک استدلالى برایش می‌تراشیم!

* فضا را فضاى غبارآلود می‌کند. شعار طرفدارى از قانون می‌دهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام می‌دهند. شعار طرفدارى از امام می‌دهند، بعد کارى می‌کنند که در عرصه‌ طرفداران آنها، یک چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عکس امام اهانت بشود. این، کار کمى نیست؛ کار کوچکى نیست. دشمنان از این کار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم می‌کنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم می‌گیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل می‌کنند؛ تشویق می‌شوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران.

* آن کسى که براى انقلاب، براى امام، براى اسلام کار می‌کند، بمجردى که ببیند حرف او، حرکت او موجب شده است که یک جهتگیرى‌اى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه می‌شود. چرا متنبه نمی‌شوند؟ وقتى شنفتند که از اصلى‌ترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف می‌شود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند که دارند راه را غلط می‌روند، اشتباه می‌کنند؛ باید تبرى کنند. وقتى مى‌بینند در روز قدس که براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده می‌شود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بکشند کنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مى‌بینند سران ظلم و استکبار عالم از اینها حمایت می‌کنند، رؤساى آمریکا و فرانسه و انگلیس و اینهائى که مظهر ظلمند - هم در زمان کنونى، هم در دوره‌ تاریخىِ صد سال و دویست ساله‌ تا حالا - دارند از اینها حمایت می‌کنند، باید بفهمند یک جاى کارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند.

* وقتى مى‌بینند همه‌ آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت می‌کند، توده‌اى از اینها حمایت می‌کند، رقاص و مطرب فرارى از کشور از اینها حمایت می‌کند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند که کارشان یک عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمی‌خواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى می‌کنند؟

* آیا می‌شود با بهانه‌ عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، که ما عقلانیت بخرج می‌دهیم! این عقلانیت است که دشمنان این ملت و دشمنان این کشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما کف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش کنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطه‌ مقابل عقل است. عقل این است که بمجردى که دیدید برخلاف آن مبانى‌اى که شما ادعایش را می‌کنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بکشید کنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى که دیدید به عکس امام اهانت شد، به جاى اینکه اصل قضیه را انکار کنید، کار را محکوم کنید؛ بالاتر از محکوم کردنِ کار، حقیقت کار را بفهمید، عمق کار را بفهمید؛ بفهمید که دشمن چه جورى دارد برنامه‌ریزى می‌کند، چه می‌خواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند.

 

* من تعجب می‌کنم! کسانى که اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یک سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به برکت انقلاب اسم و رسمى پیدا کردند و همه چیزشان از انقلاب است، مى‌بینید که دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف کشیدند، خوشحالند، می‌خندند؛ اینها را که مى‌بینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید.

* شما برادران سابق ما هستید. حالا ببینند که کسانى که به نام اینها شعار می‌دهند، عکس اینها را روى دستشان می‌گیرند، اسم اینها را با تجلیل مى‌آورند، درست نقطه‌ مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزه‌خورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میکنند؛ اینها را مى‌بینید، خب، بکشید کنار.

* اینها مال امروز هم نیست. کسانى که از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیکان امام در دهه‌ى اول انقلاب و در حال حیات امام، که کارشان به مقابله‌ى با امام کشید؛ کارشان به معارضه‌ى با امام کشید؛ ایستادند پاى اینکه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حرکت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات کنند؛ اما بعد زاویه پیدا کردند. خب، انقلاب اینها را مطرود کرد. کسانى که از نزدیکان امام بودند، از یاران امام بودند، کارشان کشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همه‌ى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم.

* من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداکثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى کأنه خودشان اصرار دارند بر اینکه از نظام فاصله بگیرند. البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لکن به نام اینها شعار می‌دهند، اینها هم دل خوش میکنند به این

* دانشگاه بسیار آزمایش خوبى داد. در همین قضایا نشان داد که توى صحنه است، آگاه است، بیدار است. دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را که منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه کنند. این خودش یک تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه کنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لکن همه کار با آرامش باید انجام بگیرد.

* ما البته درخواستمان از مردم این است: در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت کردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لکن آرامش‌شان را حفظ کنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ کنید. این کسانى که در مقابل شما قرار دارند، اینها کسانى نیستند که ریشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت کنند؛ نه

* جوانان عزیز! به فضل الهى خواهید دید که  این بناى استوار که هندسه‌ى آن الهى است، بناى آن هم با دست یک مرد الهى است، بقاء آن هم با اراده‌ى این ملت عظیم و با ایمان این ملت عظیم است، استوار خواهد ماند و ان‌شاءاللَّه این درخت روزبه‌روز ریشه‌دارتر خواهد شد و خواهید دید که این مخالفان، این کسانى که با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت میکنند، اینها در مقابل چشم شما ان‌شاءاللَّه نابود خواهند بود.

 

 

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

 

 

راستی چرا ؟؟؟!

امسال با یک هفته تاخیر شاهد تجمع در حمایت از دانشجویان زندانی در محوطه دانشگاه بودیم و به گواهی دانشجویان قدیمی تعداد معترضین به شدت کاهش یافته بود. این تجمع بدون هیچ مقدمه ای و با اعتصاب غذا شروع شد.

اما سوال اصلی اینجاست؛ چرا در شرایطی که تمام نقاط ایران ، با محوریت دانشجویان، در قبال هتک حرمت عده ای دانشجو نما به امام (ره) ، معترضند، دانشگاه ما شاهد از این دست تجمعات است؟ ( اینکه اندیشه امام(ره) در نظرات و الگوی رفتاری دوستان چه جایگاهی دارد بر ما کاملا روشن است؛ اما  نکته ناپسند سوء استفاده از جایگاه و وجهه امام(ره) برای پیدا کردن وجهه در جامعه در مواقعی خاص و از سوی رهبران جریان مذکور است! )

براستی چرا همیشه فقط تجمع می شود و اعتراض می شود و احیانا حرمت شکنی؛ و هیچ وقت علت و چرایی این قضایا بیان نمی شود؟

چرا علت دستگیری گفته نمی شود، چرا بعد از آزادی اکثر دانشجویان فقط عده ای انگشت شمار در بازداشت می مانند؟ فرق آنان با دانشجویان زندانی دیگر که آنها هم به جرم اعتراض! دستگیر شدند چیست که آنها پس از مدتی آزاد می شوند، اما این افراد هم چنان در بازداشت به سر می برند؟

چرا از بازگو کردن کارهای ناپسند و خیانت کارانه آنها خودداری می کنید؟ چرا تعداد سوژه سازی و فیلم های ارسالی تان به شبکه های ضد انقلاب و باز کردن کانال عضوگیری منافقین منفور ملت، در دانشگاه را نمی گویید؟ چرا از بازگو کردن  اقدامات افراطی تان خود داری می کنید؟ شب اربعین و آن پارتی و ... بگذریم!

آیا این، آن چیز هایی نیست که در خلوتتان به آنها افتخار می کنید  و در دانشگاه برای از دست ندادن پایگاه دانشجویی تان از اعلان آن هراسانید؟  چرا جنبش به اصطلاح دانشجویی تان کاری جز غُر زدن و کوبیدن بر طبل مخالفت(بخوانید دشمنی) بلد نیست؟ راستی چرا همیشه مواضعی سلبی اتخاذ می کنید؟ چرا همیشه می گویید "این نباید باشد"،  "این چرا هست" اما از ارائه مدلی منسجم عاجزید؟ علتش جز این است که در عرصه عمل و ایدئولوژی رفتاری، حرفی برای گفتن ندارید؟ و چرا همیشه در نقش پرسش کننده ایفای نقش می کنید ولی از نشستن بر کرسی پاسخگویی واهمه دارید؟

 

 

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

 

جنبش دانشجویی با نزدیک به شش دهه فعالیت، با فراز و نشیبهای فراوان؛ تأسیس شاخه دانشجویی حزب توده (1322)، واقعه شانزدهم آذر (1332)، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران از سوی دانشجویان پیرو خط امام (1358)، انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها (1359)، حادثه شهادت هفتاد دو دانشجو در هویزه (1359)، دوم خرداد (1376)، حادثه کوی دانشگاه (1378)، انتخابات دهم ریاست جمهوری (1388).

در تمام اعصار این جنبش ویژگیهای بارزی داشته و با آن شاخصه ها شناخته می شده؛ ضد استکبار، ضد سلطه، ضد استبداد، ضد اختناق، ضد تبعیض، ضد سرمایه داری و اشرافی گری و به شدت عدالت خواه.

اما با نگاهی کوتاه بر تحرکات دانشجویی در سالهای اخیر، بویژه 12 سال اخیر، پی می بریم که دیگر نمی توان نام جنبش دانشجویی را بر این حرکات گذاشت، چرا که نمی توان شاخصه های نام برده را در آن یافت.

از دوم خردادی که برخی جریانات سیاسی در جهت چانه زنی های سیاسی شان، نیازمند فشار از پایین بودند و بدلیل عدم وجود پایگاه اجتماعی سیاسی، دانشگاه را به محلی برای تاخت و تاز تبدیل کردند و در عمل دانشگاه به یک کلوپ احزاب تبدیل شد و احزاب دانشگاه و دانشجو را به چشم یک وسیله دید، چنان رکود علمی و خمودگی سیاسی بر بنیان دانشگاه سایه افکند که برای از بین بردن آن نیازمند سالهای سال تلاش بی وقفه است. نبایستی فراموش کرد که احزاب و سازمانهای سیاسی برای بدست آوردن قدرت شکل می گیرند، در حالیکه جنبش دانشجویی برای رسیدن به آرمانها بوجود می آیند.

چه شد که جنبش دانشجویی این قدر فاحش شاخصه های بارز خود را از دست داد؟ چه استحاله فکری بر عده ای از دانشجویان تسخیر کننده لانه جاسوسی، که به دانشجویان پیرو خط امام شناخته می شوند، اتفاق افتاده که امروز پس از پاره شدن عکس روح ا... سکوتی مبنی بر رضایت از  آنان دیده می شود؟

برای ریشه یابی این مسائل بایستی به بستر اولیه و خاستگاه این جنبش و محیط ورشد آن رجوع کرد. دانشگاهی که در ایران و بدین صورت وجود دارد، توسط غرب و با هدف سیطره کامل و تسلط همه جانبه نهادینه شد. از روزی که امثال جهانبگلو ها به دعوت نماینده های غیر رسمی احزاب در دانشگاه ها (همان تشکلهای رادیکال) اقدام به برگزاری درس" توسعه معرفت شناسی "و یا "روشهای غیر خشونت آمیز برای تغییر جامعه" کردند، دانشگاه محلی شد برای تربیت انسان غربی و دستگاهی برای رشد تفکرات غرب، در راستای پیشبرد اهداف و افزایش دایره قدرت و نفوذش.البته نباید فراموش کرد که دانشگاه که خاستگاه روشنفکران است- همچون صاحبانش و موسسانش بیمار متولد شد. بیماری که اوضاعش هر روز وخیم تر شد و نه تعطیلی موقتش مانع از واگیری بیماری مسری آن شد و نه مرهم انقلاب فرهنگی و واحدهای معارف و چه و چه! دانشگاه امروزی ما ترجمه ایست از مدل غربی اش که با تاریخ و فرهنگ و نیازهای اجتماعی ما تطابقی ندارد و تلاش جدی نیز برای تطبیق آن صورت نگرفته.

 

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

- اگر آن موقع که برخی مدعیان اصلاح طلبی که امروز هم صدا با ضد انقلابیون فراری و خوانندگان دوران ستم شاهی علیه نظام اسلامی و ارزشهای آن متحد شده اند و از سپردن افکار و اندیشه های امام خمینی (ره) به موزه ها سخن می گفتند، شما و دوستان مأسسه موضع گیری به موقع می کردید،

- اگر در روز جهانی قدس- که امام خمینی (ره) آن را روز اسلام و روز رسول ا... (ص) نامیدند- شعارهای انحرافی «نه غزه، نه لبنان» را سردادند، موضع گیری می کردید،

- اگر در روز 31 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی- که امام خمینی (ره) آن را انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول نامیدند و همچنین فرمودند: «خط این بود که اصلاً آمریکا منسی بشود.یک دسته شوروی را طرح می کردند تا آمریکا منسی بشود.» - در ارتباط با شعارهای انحرافی از قبیل مرگ بر روسیه و... موضع می گرفتید،

- اگر «موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره)» در برابر شعار اغتشاشگران و عوامل فتنه که خواهان «جمهوری ایرانی» بودند موضع گیری می کرد و جمهوری اسلامی را که امام خمینی(ره) فرمود: «نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم» حمایت و پشتیبانی می کردید و صراحتاً برائت خود را از شعارهای ساختارشکنانه اعلام می نمودید،

- اگر شما در برابر فتنه گران که نظام اسلامی را که امام خمینی (ره) حفظ آن را اوجب واجبات برشمردند موضع می گرفتید،

- اگر شما در برابر اهانت های مکرر اغتشاشگران به اصل ولایت فقیه که امام خمینی (ره) آن را مترقی ترین اصل قانون اساسی برشمردند و فرمودند مخالف دیکتاتوری است و پشتیبانی از آن ضامن سلامت و آسیب ناپذیری نظام است، موضع گیری می کردید،

- و دهها اگر دیگر،  امروز شاید شاهد این روزها و چنین صحنه هایی نبودیم.

نگارش در تاريخ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

آیت ا...لاریجانی رئیس قوه قضاییه در سخنرانی در جمع قضات دیوان عالی کشورگفت: در جامعه‌ای هستیم که برخی به جهات سیاسی احساس امنیت کرده و تخلفات بزرگی مرتکب می‌شوند و فکر می‌کند که از حاشیه امنی برخوردار هستند وی همچنین افزود:

" اگر دستگاه قضایی اصلاح شود همه چیز اصلاح می شود وگرنه خود به فساد جامعه کمک می‌کند."

آیت ا...لاریجانی خطاب به قضات دیوان عالی و قضات دادگستری گفت: از دوستان خود توقع داریم آنچه که قانون و شرع مقدس برای ما تعبین و موظف کرده عمل کنیم تا افرادی گمان نکنند با پول ،‌وجوه و عنوان می‌توانند ما را بخرند نباید مهمترین سرمایه ما که عزت است را با چیزی عوض کنیم ، نه از عناوین و وجوه خوف داشته باشیم ، نه از اسامی بترسیم و نه به پای دنیا کرنش کنیم 

زمانی رئیس جمهور محترم اعلام کرده بود که قصد دارد دست چپاولگران اقتصادی را رو کند و اینک ما اعلام می‌کنیم که در خدمت شما هستیم تا در کنار یکدیگر به مقابله بپردازیم و من، اگر عمری باقی باشد به حول قوه الهی جلوی این مفاسد خواهم ایستاد و اگر اخلاصی باشد و مشکلات درونی نیز حل شود قطعا خدا کمک خواهد کرد.

این سخنان شخص اول قوه قضاییه در حالی مهم تلقی می شود که نوع نگاه این قوه در دوره ی آیت ا...شاهرودی به مفاسد اقتصادی را مورد ارزیابی قرار دهیم.

تاکید مکرر شاهرودی بر حفظ سرمایه ها در مقابل فشار گروه های دانشجویی درباره برخورد با پرونده های کلان اقتصادی آنچنان کشدار شده بود که دیگر کورسو های امید جریان دانشجویی برای پاک کردن اقتصاد ایران از شر دست های ناپاک به شمع در حال خاموشی تبدیل شد.

رهبر معظم انقلاب می­فرمایند: با آغاز مبارزه‏ى جدّى با فساد اقتصادى و مالى، یقیناً زمزمه‏ها و بتدریج فریادها و نعره‏هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفتها عمدتاً از سوى کسانى خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر میشوند و طبیعى است بددلانى که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده‏دلانى که از القائات آنان تاثیر پذیرفته‏اند با آنان هم صدا شوند.

و می­بینیم که چطورحمله و فشار به دستگاه قضایی بر سر دیگر مسائل به طوری که دیگر دست پرقدرتی برای این قوه برای دست بردن در لانه مفسدین اقتصادی باقی نماند، استراتژی شناخته شده ی جریان موسوم به جریان فتنه شده است

بر این اساس یکی از سایت های متعلق به یک آقازاده در آغاز حمله رسمی به شخص رئیس قوه قضاییه نوشت: آیا جرات دارید به کسی که درباره سندجلوگیری از ظهور امام زمان سخن می گوید اخطار شفاهی بدهید؟

به نظر می رسد باید منتظر طراحی عمیق و خطرناک دیگری از سوی برخی دست های آلوده به پول مردم برای خلع ید دستگاه قضایی که می خواهد یقه مفدسین را بگیرد، باشیم.

نگارش در تاريخ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

مگر می شود با تابلوی خط امامی بودن، زیر بیرق کسی رفت که خون به دل امام کرد و کار را به جائی رساند که پیر مراد ملت از خدا طلب مرگ کرد؟ مگر می شود شعار خط امام را فریاد زد و دست خط امام را نادیده گرفت؟

 

شاید بشود به مدد فضاسازی‌های رسانه ای و به راه انداختن موج بی‌سر، برخی واقعیت ها را کتمان کرد و بعضی حقایق را وارونه جلوه داد، شاید بشود رای 25 میلیون «آدم بی‌تریبون» مظلوم را به «لجن» کشید و صدای اعتراضشان را با جیغ های بنفش خفه کرد، شاید «متهمان اصلی» بتوانند در پس غفلت دادرسان خواب‌آلوده، زمین و زمان را متهم کنند، شاید بشود «خط امام» را فریاد کرد و به «دست خط» امام بی اعتنا بود، اما...

اما با تاریخ و حافظه تاریخی مردم کاری نمی شود کرد. رویدادها از پس هم می آیند و از مقابل چشمان ما می‌گذرند و در بایگانی تاریخ ثبت می شوند. بدون کم و کاست، بدون حذف و اضافه.

با دلى شکسته و سینه‏اى گداخته از آتش بى‏مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت مى‏کنم، دیگر خود دانید:

1- سعى کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدى هاشمى و لیبرالها نریزد.

2- از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک مى‏شوید در هیچ کار سیاسى دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد...»

این چشم‌بندی و «شعبده‌بازی» نیست، «دروغ» و تهمت هم نیست! البته که «تقلب»ی هم در کار نیست؛ این بخشی از رنجنامه خمینی بت‌شکن است خطاب به فردی که با رفتار و عملکرد سخیفش، جان و تن پیر عارف انقلاب را آنچنان رنجور کرد تا مرگ خود را از خدا طلب کند.

آری انجا که سید احمد خمینی در کتاب رنجنامه خطاب به منتظری می نویسد: «یادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نیم ساعت حرف زدید و امام سکوت کردند. وقتی بلند شدید بروید، امام فرمودند: "بیشتر حرف‌های شما درست نبود، خدا انشاءا...مرا ببخشاید و مرگم را برساند."

مگر می شود با تابلوی خط امامی بودن، زیر بیرق کسی رفت که خون به دل امام کرد و کار را به جائی رساند که پیر مراد ملت از خدا طلب مرگ کرد؟ مگر می شود شعار خط امام را فریاد زد و دست خط امام را نادیده گرفت؟

«ملاک حال فعلی افراد است». کسانی که بر این جمله معروف تکیه می کنند، فرض را بر قبول خطاهای گذشته جناب منتظری و جدایی او از خط امام گذاشته اند. حال سئوال من از این عزیزان اینست که در این سالها چه موضع و رفتار مثبتی از جناب منتظری دیده اند که بازگوکننده بازگشت وی به خط امام بوده است؟! آیا موضع گیری های ایشان در این چند سال اخیر که با استقبال رسانه های بیگانه و دشمنان قسم خورده ملت از جمله منافقین کوردل همراه بوده است، مصداق نزدیکی و بازگشت وی به خط امام است؟ آیا مصاحبه های کذایی آقای منتظری با رادیوهای بیگانه از جمله رادیو بی بی سی، رادیو فردا و رادیو زمانه که همگی سر در آخور دشمنان ملت ایران دارند، نشان دهنده پشیمانی ایشان از مواضع گذشته است؟ آیا اینکه آقای منتظری عنوان داشته اند که امام در سالهای پایانی عمرشان، اختیار تصمیم گیری نداشته اند و اطرافیان ایشان از جمله سید احمد خمینی برای امام تصمیم می گرفته اند، ملاک تغییر حال ایشان است؟(گفتگو منتظری با خبرنگار رادیو زمانه)

در جواب این دوستان محترم باید گفت که متاسفانه حال فعلی آقای منتظری بسیار وخیم تر از گذشته ایشان است و اگر ملاک را حال فعلی افراد بدانیم، به هیچ عنوان نمی توان مواضع فعلی ایشان را همسو با خط و اندیشه امام عزیز بدانیم.

امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست کسانی که با شعار "خط امام"، با مخالفان جدی امام همداستان شده اند و از آنها برای ادامه مسیر راهنمایی و هدایت طلب می کنند، ناخوداگاه در مسیر تقابل با اندیشه ناب امام خمینی قدم برداشته و چیزی جز جدایی از آن راه نورانی و خسرانی بزرگ عایدشان نخواهد شد.

نگارش در تاريخ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

 

13 آبان با سه واقعه مهم؛ تبعید امام به ترکیه، کشتار دانش آموزان و دانشجویان در سال 57 و تسخیر لانه جاسوسی در سال 58. از واقعه سوم بیشتر شنیده ایم. روزی که امام آن را انقلاب دوم نامید و به نماد دشمن شناسی و استکبار ستیزی ملت ایران و دیگر ملل مظلوم جهان تبدیل شد. هنوز پس از سی سال از آن واقعه، موضع گیری ها، دسته بندی و تحولات سیاسی آن، زیر ذره بین است.

تحولات پس از تسخیر لانه جاسوسی چنان عمیق و ریشه ای بود که برخی افراد که با انگیزه های سیاسی خاص با جریان نهضت امام همراه شده بودند، به زودی چهره واقعی خود را آشکار کردند. از نهضت آزادی و در رأس آن مهندس بازرگان می توان به عنوان مصداق این جریان نام برد. اما دانشجویان که پیش قراول این جریان بودند چه؟ امثال حسین علم الهدی، محسن وزوائی و ...به شهدای را حق پیوستند و از دیگر سو؛ عباس عبدی یکی از دانشجویانی بود که در آن روز  لانه جاسوسی را تسخیر کرد و چند سال بعد با "باری روزن" یکی از گروگانهای آن روز دیدار کرد و روزنامه لوموند نوشت: "آشتی گروگان و گروگانگیر، باید اصلاحات سیاسی ایران را باور کنیم" جالبتر اینکه عبدی چند سال بعد به جرم جاسوسی برای اسرائیل دستگیر شد. چطور می شود که انسان اینگونه متحول می شود؟!!

و اما امروز پس از گذشت 30 سال از آن حادثه گروهی فریاد مرگ بر روسیه را جانشین مرگ بر آمریکا و انگلیس کرده اند. ما از مکتب خمینی (ره)، دشمنی با هر دشمن استکبار خویی را یاد گرفته ایم، چه شرقی باشد و چه غربی؛ همان گونه که امام آمریکا را از شوروی بدتر می دانست، انگلیس را از هر دوی آنها بدتر خواند و همه را از یکدیگر بدتر و پلیدتر خواند. چرا باید فطرت استکبار ستیزی ما تغییر کند؟ چرا باید دفاع از مردم مظلوم را فراموش کنیم؟ آیا تمام این شعارها پیروی از خط امام را نشان می دهد؟ یادتان هست که امام گفت فلسطین پاره تن اسلام است؟

حال در آستانه 13 آبان دیگری هستیم. روزی که از هفته های پیش برنامه های زیادی را برای خود پیش بینی کرده. 13 آبان بدلیل حوادث انقلابی، 13 آبان شد و نباید از آن سوء استفاده کرد؛ چرا که ممکن است مانند حوادث بعد از انتخابات، طیف های تندروی دو طرف، حوادثی را رقم بزنند که برای جبران آن باید سالهای زیادی را به کار نشست.

 

 

 

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

 

میر حسین موسوی با صدور بیانیه ای به بهانه سالگرد 13 آبان ترجیح داد ماهیت ضد آمریکایی "روز ملی مبارزه با استکبار جهانی " و محتوای آن در زمینه "تسخیر لانه جاسوسی " را مسکوت بگذارد.

وی در بیانیه خود هیچ اشاره ای به محتوای این مناسبت بزرگ یعنی فتح جاسوسخانه آمریکا و بر ملا شدن اسناد جاسوسی اعضای گروهک هایی نظیر " نهضت آزادی ،جبهه ملی،جنبش خلق مسلمان و..." نکرد.این گروه ها با طراحی کودتا غائله مرزی، شایعه پراکنی، منفی بافی و سیاه نمایی، جنگ روانی و مطبوعاتی و القای اختلاف میان مسئولان به جنگ با نظام نوپای اسلامی آمده بودند و همچنین اعضای آنها چه آنهایی که در داخل کشور هستند و چه آنهایی که از کشور گریختند، در طی ماههای گذشته از اقدامات موسوی حمایت کردند و  می توان از نهضت آزادی به عنوان نممونه بارز نام برد که چه قبل و چه بعد از انتخابات از فعالیتهای موسوی حمایت کرده.

امام با مشخص شدن ماهیت گروهکهای منافق شبه مذهبی-نظیر نهضت آزادی و دولت موقت بر آمده از آن - که فتح لانه جاسوسی را انقلاب دوم نامیدند و بیان نمودند : اگر اینها سر کار مانده بودند به اسلام سیلی می زدند.

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()

 

از معدود دفعاتی ست که می خواهم مطلبی بنویسم، ولی کاش سوژه ای غیر از این بود.  لطفا  کسانیکه خبری از جشن میلاد امام رضا (ع) -که هفته پیش در دانشگاه برگزار شد-  ندارند این مطلب را نخوانند، که نمی خواهم با یاد آوری آن ، موجب ناراحتی و تاثر آنان شوم.    

دلمان را خوش کردیم به جشنی برای میلاد امام رضا (ع) که این هم سندی شد بر  غربت امام غریبمان.

وقتی از اتفاقات رخداده در این مراسم با خبر شدیم، هاج و واج مشغول نظاره گر یکدیگر شدیم. هر چه سعی کردیم بین جنس این جشن و میلاد امام مان رابطه ای برقرار کنیم، به نتیجه ای نرسیدیم مگر عنوان این جشن که تیتر " جشن میلاد امام رضا (ع) " را با خود یدک می کشید و البته چه استقراض سنگینی!

با برگزاری این جشن به چه رسیدیم؟ تعمیق رابطه بین امام رضا (ع) و دانشجویان  و یا ....

آیا وضعیت موسیقی، فضای جلسه و .... بوی امام رضا(ع) را می داد ؟ آیا می توان ادعا کرد این جشن میلاد امام رضا(ع) بود؟

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۸ توسط بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل | نظرات()
درباره وبلاگ
موضوعات
 
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
صفحات جانبي
پيوند ها
تریبون مستضعفین


قالب وبلاگ