درمطالعهی کتابی در مورد انقلاب ایران،به چشم خوردن جملهای با این عنوان که،
دنیاپیام انقلاب ایران را در ورزشگاه امجدیه شنیده بود؛ذهن را به سمت اینکه در ورزشگاه امجدیه چه گذسته بود، کشاند.که شرح ماوقع بدین صورت است که در 1968
میلادی(سال1347شمسی)، مسابقات جام ملتهای آسیا بود که اسراییل به بازی نهایی رسید.
ورزشگاه امجدیه پر از تماشاگرانی بود،که این مسابقه را بیشتر از جنبه ملی- مذهبی
به نظاره نشسته بودند؛ به همین دلیل این بازی فضای خاصی را در کشور ایجاد کرد؛ ملت ایران جدا از دولت حاکم، موضع ضد صهیونیستی داشت؛ دانشجویان معترض که فضای عمومی ورزشگاه را علیه رژیم صهیونیستی تهییج کرده بودند، تصمیم داشتند بعد از پایان بازی تماشاگران را برای یک تظاهرات بزرگ ضد اسراییلی سازماندهی کنند.
شرایط به وجود آمده قبل از مسابقه و انگیزه جبران شکست مسلمانان در برابر اسرائیل، هیجان خاصی را به این بازی داد، بنابراین بازیکنان ایرانی از جان مایه گذاشتند تا شکست اسرائیل را در عرصه بین المللی رقم زدند.
اما این روزها شاید بیقرینه نباشد، اگر بازی ایران با اسراییل در 1968 را با رالی فرمول 1 در بیابانهای بحرین2012 مقایسه کنیم،که این روزها در بحرین هم،حکومت آل خلیفه با برگزاری رالی فرمول1 در بیابانهای بحرین سعی دارد ،دوربینها را از خیابانهای منامه ، به بیابانها سوق دهد.
تا کشتار وحشیانه را به محاق ببرد و با قدرت رسانهای که از غرب به عاریت میگیرد
قیامهای مردمی را ساکت کند.
آری
پیام تظاهرکنندگان بحرینی کاملا روشن است. آنها شعارهای الله اکبر سر میدهند.
آری
از سال گذشته که انقلاب بحرین آغاز شده خیلیها شهید شدهاند وبسیاری از شرکت کنندگان
این تظاهرات، هم اکنون در زندان به سر میبرند که شماری از ورزشکاران بحرینی نیز
در زمره این افراد هستند.
وسلام
بر تو ای جوانِ شهیدی که خون به ناحق ریختهات در پسِ این بازیهای پوشالی،به دیدهی ما نمیرسد اما این را بدان که اگر روزی پیام انقلابمان از ورزشگاه امجدیه شنیده شد، امروز هم صدای مظلومیتتان، هم با مسابقات فرمول یک به گوش
میرسد.